کیستم من؟

کیستم من ای که در هر روز وشب
میکنی از حق ظهورم را طلب
کیستم من دیدی آیا روی من ؟
یا مشامت حس نموده بوی من؟
کیستم من غرق احساس منی
میهمان سفره وخوان منی
کیستم من عاشقم دیوانه ام
کو نشانی تو از میخانه ام؟
کیسیتم من لاف عشقم میزنی
نام من بر لوح قلبت میکنی
کیستم من میکنی گه یاد من
گه بسوزانی دل ناشاد من


کیستم من ساعتی با من خوشی
ساعتی با نفس واهریمن خوشی
کیستم من که توئی در کوی من
گاه خنجر میکشی بر روی من
کیستم من قدر من نشناختی
آمدی اندر حریمم تاختی
کیستم من مهدی زهرا منم
مصطفی وحیدر وزهرا منم
یاسمین گلشن عترت منم
ساقی میخانه عترت منم
کیستم من ای بحقم ناسپاس
با توام من ای همیشه ناسپاس
کیستم من بارها در غصه ام انداختی
بارها دیدی مرا نشناختی
بارها دیدم تو را کردم سلام
تو جواب من ندادی یک کلام
بارها دیدم که در هر انجمن
مست اغیار منی غافل زمن
بارها دیدم گنهکاری تو
گریه کردم بر تبهکاری تو
بارها شد بر تو کردم التماس
با عدوی من چرا داری تماس
بارها جایت خجل گردیده ام
شرمسارو منفعل گردیده ام
بارها بر هر گناه وهر بدی
آمدی بر روی من سیلی زدی
بس کنم من دیگر این گفت وشنود
عقده ای بود در گلویم مانده بود
هر چه از ایام آن دوران گذشت
هر چه کردی هر چه بودی آن گذشت
حال یا از نو عمل آغاز کن
باب عشق دیگری را باز کن
نیستی تنها تو در فکر فرج
روز وشب ما را بود ذکر فرج
عشق یکسویه یقین باطل بود
این دل ما هم بتو مایل بود
دوستی باشد اگر ازمیل ماست
مهرورزی از سوی ما در ابتدا است

/ 0 نظر / 6 بازدید